کاش عاشق نمی شدم

 کاش که عاشق نمیشدم چون ، عاشقی پر از غم است ، پر از  دلتنگی است!
کاش که عاشق نمیشدم چون ،عشق هوس است و یک راه نفسگیری است!
کاش که عاشق نمیشدم چون ، عشق یک شعله خاموش نشدنی است ، 
یک لحظه  فراموش شدنی است!
کاش که عاشق نمیشدم چون ، عشق یک خواب بیدار نشدنی است ، 
یک رویای خیالی  است!

کاش که عاشق نمیشدم چون ، عشق یک شکنجه عاطفی است ، یک انتظار تلخ است ، عشق یک تحمل است ، تحمل سختی ها و غصه ها است !
 کاش که عاشق نمیشدم چون ، عاشق یک مجرم بدون وکیل است ، عشق دادگاه بدون قاضی است!
 کاش که عاشق نمیشدم چون ، عشق سکوتی تلخ در اعماق وجود است، عشق یک                 دریای نا آرامی است!
کاش که عاشق نمیشدم چون ، عشق بازگشت ناپذیر است ، یک راه پر از دلهره است، عشق اختلال در روند آرام زندگی است!
کاش که عاشق نمیشدم چون ، عشق حرفهایش یک تکرار مکرر است ، لحظه هایش پر از بی تابی و گریه است!
کاش که عاشق نمیشدم چون ، عشق یک غروب پر از دلتنگی است ، یک دنیای سرتاسر تاریکی است!
اینک که عاشق شدم می مانم با یارم ، چون عشق جاودانه است ،عشق پایانش شیرین است ، عشق شکست ناپذیر است ، تکامل قلب آدمی است ،  نشان دادن شفافیت احساسات است ، عشق یک افتخار است ، افتخار اینکه کسی هست که دراین دنیای بزرگ تو را دوست میدارد و کسی هست که منتظر تو خواهد ماند!
اینک که عاشق شدم می مانم با یارم ، چون عشق شریک بودن در غم یار است و سهیم بودن در شادی یار ، عشق یک همبستگی است ، عشق یک اراده قلبی است ،یک حیات تازه است ، یک فردای پر از محبت است ، یک بستر گرم و احساسی است!
اینک که عاشق شدم می مانم با یارم ، چون عهد بسته ام که با  او بمانم ، چون او را دوست دارم ، چون برایم یک دنیا ارزش دارد ، چونمجنون او شده ام و چون باید رسم عاشقی را خوب به جا آورم         عاشق می مانم با یارم چون که خیلی دوستش دارم و دیگر نمی گویم ای کاش که عاشق نمیشدم و نمیگویم عاشقی پر از درد و غصه است چون حتی  همین درد و  غصه های عاشقی با بودن در کنار یارم ، برایم شیرین است و تمام سختی های عاشقی را با بودن او در کنارم میپذیرم چون که

                                                خیلی دوستش دارم


 

 

 


 

نوشته شده توسط زینب در چهارشنبه چهارم مهر 1386 ساعت 12:9 موضوع | لینک ثابت